من دختر اردیبهشتم - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 22:26
ای کاش همه ی فصل ها اردیبهشت بود ای کاش هیچ وقت تموم نمی شدی اردیبهشت عزیزم نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 14:21 توسط تـــــــــــرنم|
اسفند - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 0:06
و اما اسفندحس خوب پنجشبه ها رو داره،چون فرداش جمعه سولی نمی دونم چه حسیه سال که تحویل میشه انگار یه حس تنبلی سراغ آدم میاداز اون اول هم استرس فردای سیزده بد رو داریخلاصه تو این حس خوب تکاپو و پر انرژی
خدایا... - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:22
تیتیرش رو هفته ی پیش نوشتممستاصل بودم و پر از دلشوره ،بی خیال شدم بنویسمگفتم بنویسم که چی؟خدایا ناشکری از من بود و اشتباه از من؟اونم برای چندمین بار ناشکری کردم؟پشیمون و نیازمند بودم و تنها راه درمانم
سال نو مبارک - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:22
سال نو مبارکدوباره تعظیلات اومد و نظم خوابمون بهم ریخت.شبا تا نصفه شب بیدار و صبا تا 12 خواببه هیچ کاری درست و حسابی نرسیدم.به خودم قول داده بودم پایان نامه این قورباغه بزرگ رو قورت بدمو تمومش کنم چون
اولین رویا - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:22
سلامدقیقا سه هفته س در حال آماده سازی یک زمینم برای کاشتدیروز یه لحظه احساس کردم دارم از درون خالی میشم از بس فشار کاری رومون بودهرچند بعدش کلی با صدیق بهش خندیدیم که الان تو دلم میگم خدایا غلط کردم چ
کاشت - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:22
کاشتمون انجام شدآبیاری رو هم به کمک برادر هام انجام دادیمواااااای آبیاری چقدر سختتتتتتته ولی بالاخره تموم شدبا تمام محدودیت هایی که منو صدیق داشتیم ولی خیلی حمایت شدیمخدا بهمون برکت بده ان شاءالله
گل جالیز - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:22
سلامهمه چیز خیلی خوب و عالی داشت با تلاش هر روزه مون و وقت زیادی که برای مزرعه مون گذاشته بودیم پیش می رفت که متوجه شدیم گل جالیز زده به مزرعهگل جالیز یه چیزی شبیه سرطان برای بدن می مونه و رسما کاریش
کاشکی برگردی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:22
کجا بنویسم که کسی نخونهیا مورد قضاوت دوست و آشنا قرار نگیرماین که یکی دیگه بیاد ولی تو یاد یکی دیگه بیافتی یعنی چی؟اینکه بعد ایییییییینهمه وقت یهو یادت بیافتم اونم عجیب یعنی چی؟یه آه بزرگ دارمخیلی بزرگهرچقدرم میکشم خالی نمیشم
یه خواب قشنگ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:22
دیشب خوابتو دیدمتو یه سفرچقدر خوب بود و چقدرررر حرف زدیمدلم نمیومد از خواب بیدار بشم
به آرامش برگشتم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:22
نمیدونم چم شده بود!یهو این دلتنگی عجیب از کجا اومده بود.شایدم تو بودی که داشتی بهم فکر میکردیولی الان حالم خوبهنمیخواد خودتو نگران کنی
معلق - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:36
هنوز چیزی معلوم نیست.فقط عزم سفر کردم.پاسپورت آماده است،اما ویزا و بلیط هنوز تهیه نکردم.به زور برای دوتا از کلاس هام با معلم های دیگه حرف زدم به جای من برن کلاس چون قبلا از خجالتشون درومده بودم.برای
اربعین ۱ - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:36
هنوز به پیاده روی اربعین فکر میکنم و به زینب سلام الله،اصلا به این فکر میکنم اربعین یاداوری کاروان فاتحین کربلا ست.در تمام مدت محرم و صفر از امام حسین علیه السلام. حضرت ابالفضل سلام الله و آقا علی اک
دست خودم نیست - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:36
دلم برات تنگ شده دلم نمیخواد دلتنگت باشم ولی دست خودم نیست سخت دل کندن از خصوصیات بیخود و به درد نخور و مزاحم منه بودنت هیچ سودی به حالم نداره ولی نبودنت خیلی اذیتم میکنه
پاییز - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:36
به رفتنت که،نه! پاییز که می شود به برگشتنت فکر میکنم
بین التعطیلین - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:36
21 بهمن و بین دو تعطلیلی افتادیمخیلی شیک نشستم تو شرکت و دارم وبلاگم رو شخم میزنمو البته فردا تولد طلیعه س و همیشه اینجور وقتا استرس اینکه نکنه فراموش کنم تبریک بگم با منه.یه عالمه آرزوی خوب براش دارم
کودک درونم - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:36
توی شخم زدن های وبلاگم به فرید درونم رسیدم پسر بچه ای که مدت ها با من بود و من عاشقش بودمیه پسر بچه ی دو تا سه ساله با موهای فرفری به اسم فریدجالبه مدت ها بود که دیگه باهام نبود و خودم فکر می کنم دلی
تلاش - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:36
یه ماه تلاش بی وقفه!نتیجه نده یعنی یه جای کار اشتباههداره لنگ میزنهحالا کجای کار اشتباهه و باید چی کار کنم رو نمیدونم!!!!